حاجيه خانم علويه كرمانى

53

روزنامه سفر حج عتبات عاليات و دربار ناصرى

اينكه در چيت‌ها مىزنند نه اين كه در چيت الوان مىكنند ، همهء برگ‌ها همه رنگ هست . هوش از سر فلك بيرون مىرود . بنده كه قوهء نوشتن ندارم كه به چه‌طور عنوان كنم . تا خود شخص نبيند نمىفهمد . قفس‌هاى بزرگ ساخته‌اند به جهت حيوان‌ها . همه جور ، در يك قفس دو شير بسيار بزرگ بود . در يك قفس چهار پنج پلنگ بزرگ [ و ] كوچك بود . در يك قفس دو ببر بزرگ بود . در يك قفس كوهى از سنگ ساخته‌اند ، [ 8 ] سوراخ درست كردند به جهت خرس‌ها . سه خرس آنجا بودند ، در سوراخ‌ها خوابيده بودند و همين [ همچنين ] شغال ، روباه ، گراز ، گورخر ، گاو ، شكار كوهى جور به جور ، آهوبره ، بز ، چند جور ميمون ، يكى از آنها سياه بود و ريش سفيد بزرگى داشت . براى هركدامى جاى مخصوصى درست كردند . آب [ و ] آذوقهء آنها را هم گذارده‌اند . از جمله جايى براى مار ساخته‌اند . كوهى آبى [ كذا ] آنجا آورده‌اند . سبزه سبز كردند ، چند مار بزرگ در آنجا ول كردند . وقتى كه ما رفتيم در سوراخ‌ها خوابيده بودند ، ولى نمايان بودند . از مرغ‌ها همه جور : شترمرغ ، معاينه شتر ، غاز « 1 » چند جور ، مرغ آبى ، طوطى انواع اقسام ، مرغ‌چينى جور به جور ، خروس و مرغ‌هاى كاكلى جور به جور ، كبوتر ، ياكريم و غيره ؛ چه نويسم تا گنجشك زرد و سهره ، آدم متحيّر مىماند . تماشا كرديم . رفتيم در انتيكه اوّل آنچه حيوان و مرغ و ماهى تا حتى گاوميش و مار همه مرده [ بود ] ، روغن زده بودند ، خشك كرده بودند ، در صندوق‌هاى آئينه گذارده بودند . مرغ‌هاى جور به جور ، مرغابىهاى جور به جور ، ماهىهاى بزرگ [ و ] كوچك ، انواع اقسام ، چنان خشك كرده بودند كه خيال كنيد زنده است و جان دارد . چشم‌هاى اينها چنان برق مىزند كه خيال كنيد زنده است و جان دارد . از جمله يك ببرى بود كه معاينه زنده ؛ مارهاى غريب عجيب بود . تشريح حيوانات بود ، تشريح انسان بود . همه در صندوق‌هاى شيشه گذارده‌اند كه پشت شيشه‌ها تماشا مىكردند . تمام سنگ‌هاى دنيا را از هركدام يك تكه توى قوطىها گذارده‌اند ، در صندوق‌هاى آئينه گذارده‌اند . از همه جور دواها توى قوطىها

--> ( 1 ) . در اصل : قاض !